انتشار و بازنشر مقالات و نظرات در پایگاه خبری-تحلیلی مثلث انرژی به معنای تایید یا رد آن نمی باشد و این پایگاه دارای خط مشی و رویکرد مستقلی است.

تحریریه مثلث انرژی

تمامی حقوق وبسایت محفوظ است (استفاده از مطالب مثلث انرژی با ذکر منبع بلامانع می باشد)

سه شنبه, ۰۷ بهمن ۱۳۹۹

.

زانا احمدی ؛ کارشناس حوزه انرژی- پس از پایان عصر نفت دومین سوخت پر مصرف فسیلی بدون شک گاز طبیعی خواهد شد و این سوخت پاک محور اصلی همه مجامع بین‌المللی و امنیت انرژی قرار خواهد گرفت. براین اساس بهترین و مناسب‌‌ترین روش انتقال گاز به خصوص در فواصل طولانی تبدیل آن به LNG است. در چند سال آینده و پس از تکمیل برخی از پروژه‌های در حال انجام، تولید و تقاضای گاز طبیعی به شدت در طول بیست سال آینده رشد خواهد نمود و به همراه LNG به سمت بازار یکپارچه جهانی حرکت خواهد کرد. در حال‌حاضر آسیا بزرگ‌ترین مقصد تقاضای LNG است.

تا ده سال قبل فقط 10 درصد تجارت دنیا گاز LNG بود لیکن امروز به ٣٠ درصد رسید و تا سال ٢٠٥٠ حدود ٥٠ درصد تجارت دنیا را شامل خواهد شد. علت رشد بازار LNG شدت تقاضای آن از سوی کشورهای آسیایی است که با خط لوله نمی توان به آنها گاز صادر کرد. موضوع بعدی ویژگی‌های خاص گاز طبیعی از ابعاد اقتصادی و زیست¬محیطی، این حامل انرژی را به عنوان یک حامل انرژی مطلوب در بخشهای مصرف¬کننده انرژی کشور معرفی نموده است.

طبق اطلاعات بین المللی پیش بینی می شود سرعت رشد معاملات LNG، هفت برابر خطوط لوله گاز گردد، اهمیت رشد تجارت LNG در مقایسه با خط لوله این است که به راحتی می‌توان محموله‌های آن را در پاسخگویی به نوسانات عرضه و تقاضای منطقه‌ای هدایت نمود. از طرف دیگر در تجارت جهانی گاز قراردادهای LNG در حال طولانی تر و انعطاف پذیرتر شدن هستند، چراکه 90% قراردادهای امضا شده LNG در سال 2019 دارای انعطاف پذیری مقصد تحویل بوده اند.

منطقه خاورمیانه بزرگترین ذخایر گاز طبیعی کشف شده در جهان را دارا است، اما این منطقه موفق به استفاده کامل از این منابع ارزشمند و بازاریابی بین المللی نشده است. به استثنای کشور قطر، در سایر کشورها صادرات از طریق خط لوله و LNG به حداقل رسیده است و رشد سریع تقاضای داخلی گاز به این معنی است که هر گونه افزایش تولید در منطقه به راحتی جذب داخلی می شود. منطقه خاورمیانه تا سال 2020 بیش از 730 میلیارد متر مکعب گاز تولید خواهد کرد و تا سال 2030 به حدود 920 میلیارد متر مکعب افزایش می یابد. با این وجود، بازارهای بین المللی ممکن است این اثرگذاری را کامل احساس نکنند چراکه انتظار می رود رشد سریع تقاضا نیز در این منطقه مشاهده شود. ایران و عربستان سعودی به تنهایی می توانند بیش از 50 درصد از تولید گاز منطقه را تا سال 2030 جذب نمایند. قطر همچنان بزرگترین صادر کننده گاز در منطقه خواهد بود و با افزایش سطح تولید پروژه میدان شمالی، شاهد افزایش صادرات LNG این کشور نیز خواهیم بود.

منابع کشف شده گاز در بخش خاورمیانه در انتهای سال 2018 مجموعاً 75.5 تریلیون متر مکعب یا 38.4 درصد کل جهان است، اما تا چه حد این منطقه قادر به استفاده از این پتانسیل است، مشخص نبوده و ایران نیز در صدر این موضوع قرار دارد. لازم به ذکر است سهم ایران از تجارت جهانی گاز علیرغم اینکه دومین ذخایر جهانی گاز را دارا می باشد کمتر از یک درصد بوده و صادرات از ایران به دلیل تقاضای داخلی و عدم سرمایه‌گذاری خارجی به احتمال زیاد در حد کم باقی خواهد ماند.

در حال حاضر کشور قطر بزرگترین صادره کننده LNG جهان است و 83 درصد از کل صادرات منطقه خاورمیانه را دارد و بعد از آن استرالیا و مقام سوم از آن آمریکا است و با فاصله کمی کشور نیجریه در مقام چهارم جهان قرار دارد. همچنین کشورهای ژاپن، چین، کره جنوبی و هند بزرگترین کشورهای وارد کننده LNG در انتهای سال 2018 بوده اند. یک دهه پیش، ایالات متحده انتظار داشت به دلیل کاهش منابع داخلی و افزایش تقاضا به یک وارد کننده بزرگ LNG تبدیل شود. لیکن انقلاب گاز شیل ایالات متحده را از یک وارد کننده خالص LNG به یک صادر کننده تبدیل نمود و تاسیسات LNG که برای واردات ساخته شده بود به پایانه های صادرات تبدیل شدند. با درنظر گرفتن فراوانی و ارزانی گاز شیل در آمریکا و پروژه‌های پیش‌روی LNG این کشور، انتظار آن است که این بازیگر قیمت‌ساز باشد. در کوتاه‌مدت قیمت‌ها می‌توانند به قیمت هنری‌هاب بسیار نزدیک شوند. با فرض هنری‌هاب 2 تا 3 دلاری در کوتاه‌مدت ده‌ها میلیون تن LNG از آمریکا روانه بازار می‌شود که این موضوع علاوه بر قیمت، قراردادها را نیز متاثر می‌سازد. پس می توان گفت انقلاب شیل در صنعت گاز به مراتب بزرگ‌تر از انقلاب شیل در صنعت نفت بوده است.

بازار آسیا به نحو قابل ملاحظه ای متکی به LNG است و پتانسیل خوبی در این خصوص وجود دارد. موقعیت استراتژیک ایران، در صورت توسعه این واحدها فرصت خوبی را برای عرضه گاز به بازارهای آسیا و صدور LNG فراهم خواهد نمود. ایران در پایان سند چشم انداز توسعه می بایست 10 درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی را در اختیار داشته باشد، اما میزان مصرف بالای داخلی و عدم توانایی ایران برای جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی باعث خواهد شد تا ایران نتواند به اهداف خویش در بخش انرژی هم در برنامه ششم توسعه و هم در سند چشم انداز توسعه دست یابد. این در حالی است که همه کشورهای تولید کننده گاز طبیعی و LNG با سرمایه گذاری وسیع هم در صدد حفظ سهم خویش در بازار جهانی هستند و هم برای افزایش سهم خود در این بازار برای کوتاه مدت و بلند مدت برنامه ریزی کرده اند.

در سال‌های گذشته، ایران به لطف برخورداری از منابع عظیم گاز طبیعی، سیاست حضور در بازارهای دوردست صادرات گاز را در پیش گرفت. در این باره چندین طرح تولید LNG در کشور تعریف شد. با این وجود در دهه گذشته به دلیل وقفه‎هایی که به سبب محدودیت‌های بین‎المللی در مسیر توسعه میادین گازی کشور رخ داد و همچنین رشد فزآینده مصرف داخلی و البته عدم دسترسی به تکنولوژی مورد نیاز، سیاست توسعه صادرات گاز از طریق LNG مسکوت ماند.

سیاست‌های گازی ایران می بایست به گونه‌ای تدوین گردد که گاز سوزی در بخش خانگی و فرصت‌سوزی در بخش صادرات گاز جای خود را به ارزش افزوده دهد. یعنی از طریق تبدیل گاز به محصول صادراتی همچون LNG کشور به دنبال در دست گرفتن سهمی از بازار منطقه باشد. در حال‌حاضر سیاست حمایت از توسعه واحدهای کوچک و شناور LNG و همچنین استفاده از مازاد ظرفیت در واحدهای LNG کشور عمان به دلیل کمبود منابع گاز می‌تواند جهت ورود به بازار LNG کارگشا باشد. به نظر می‌رسد برای صادرات گاز به عمان از آب‌های عمیق از نظر فنی مشکلی وجود ندارد، اگر قرارداد اجرایی گردد 3 سال بعد از آن می‌توان شاهد صادرات گاز به عمان و آغاز ورود به بازار بین‌المللی LNG بود.

 

انتهای پیام


نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری ارسال نشده است

ارسال نظر

  1. ارسال نظر به عنوان میهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری
پیوست ها (0 / 3)
کوقعیت خود را به اشتراک بگذارید