انتشار و بازنشر مقالات و نظرات در پایگاه خبری-تحلیلی مثلث انرژی به معنای تایید یا رد آن نمی باشد و این پایگاه دارای خط مشی و رویکرد مستقلی است.

تحریریه مثلث انرژی

تمامی حقوق وبسایت محفوظ است (استفاده از مطالب مثلث انرژی با ذکر منبع بلامانع می باشد)

یکشنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۰

نگاهی به صفرتاصد بازار نفت در مصاحبه با کارشناس بین المللی انرژی

شرکت ملی نفت به صورت خصوصی و رقابتی اداره شود

سمیه مهدوی- صنعت و بازار نفت و گاز به معنای واقعی کلمه با یک پوست اندازی جدی مواجه شده است؛ سایه شوم کرونا و جنگ قیمتی، نفت را در شرایطی تکرار نشدنی قرار داده تا با شوک وارده برای نخستین بار در مدار منفی صفر درجه جلوس کند. ولی این تمام ماجرا نیست عقبه تنش ها دامنگیر غول های نفتی شده است؛ ترس از سرمایه گذاری و تعدیل نیروها تبدیل به کابوس این روزهای صنعت نفت شده و با تغییر نُتِ بازار انرژی به سمت تجدیدپذیرها سیاست شرکت های بین المللی زاویه ای متفاوت را اتخاذ کرده است. اما این فقط یک روی سکه است و روی دیگر شرح حالی مفصل دارد برای اوضاع بازار داخلی نفت ایران؛ ماجرایی که از دست اندازهای تولید شروع می شود و در چالش های صادرات خاتمه پیدا می کند.

رحیم مسعودی کارشناس بین المللی صنعت نفت و گاز با داشتن 23 سال تجربه کاری درایران، انگلستان و مالزی درخصوص اتفاقات اخیری که بازار بین المللی نفت را تحت الشعاع خود قرار داده است اظهارات جالب توجهی را مطرح می کند.

دکتر مسعودی که عناوینی چون مدیریت فنی توسعه، تولید و مدیریت منابع هیدروکربوری (Chief Technical Officer- CTO) در شرکت پتروناس مالزی و مشاور، سخنران برگزیده و عضویت در انجمن بین‌المللی مهندسی نفت را در روزمه کاری اش ثبت کرده است، در خصوص چالش‌های مهم صنعت نفت و گاز با من به گفت‌و‌گو نشست؛

 

* باتوجه به شرایط حاکم بر بازار بین المللی نفت و زمینگیری آن در پی اشاعه کرونا، در وهله نخست به تاثیر این ویروس برعملکرد شرکت های بزرگ نفتی در توسعه طرح های پیش رویشان  بپردازید.

-فراگیری ویروس کرونا دنیا را به زانو دراورده و بسیاری از صنایع را تحت الشعاع خود قرار داده است. جریانی که به عنوان بحران سلامتی و بهداشتی در دنیا به وجود امد متاسفانه مبدل به یک مشکل چند بعدی از منظر تجاری، اقتصادی و انسانی شد تا بدین ترتیب در ابعاد مختلف تاثیرات گسترده و فزاینده ای را به صنایع تحمیل کند.

اما در فضای صنعت نفت و گاز می توان تاثیرات را در سه وهله کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بررسی کرد؛

تاثیرات کوتاه مدت؛ همانطور که می دانید میزان تقاضا در ماه اپریل و می بیش از 20 میلیون بشکه نفت در روز به دلیل کاهش مصرف سقوط کرد در پی آن میزان تولید نیز باید کاهش پیدا می کرد. باتوجه به افت شدید تقاضا و با وجود جنگ نفتی، ارزانی قیمت طلای سیاه تشدید پیدا کرده بود به حدی که درامریکا برای نخستین بار قیمت نفت منفی شد و نفت برنت تا زیر بیست دلار کاهش پیدا کرد. براین اساس لازم بود تا با اتخاذ تصمیماتی از سوی شرکت های بزرگ نفتی فرآیند تولید کاهش و به تعبیری کنترل شود. همزمان با این بازنگری در بخش سرمایه گذاری نیز بسیاری از شرکت های نفتی بیش از 50-60 درصد میزان سرمایه گذاری را در پروژه ها را پایین اوردند. در همین راستا توامان با کاهش تولید و کاهش سرمایه گذاری اجرای بسیاری از پروژه ها را نیز به سال های بعد از 2021 به تاخیر انداختند.

تاثیرات میان مدت؛ در این دوره مجدداً همان محافظه کاری در سرمایه گذاری پروژه ها صورت می گیرد. باتوجه به اینکه قیمت نفت خیلی پایین تر از محدوده پیش بینی های صورت گرفته در دسامبر 2019 و ژانویه 2020 بوده است، در انجام سرمایه گذاری ها قطعا بازنگری خواهد شد تا اگر پروژه ها مقرون به صرفه نباشند اجرای پروژه ها به تاخیر بیافتد.

اکثر قریب به اتفاق شرکت ها به این دلیل که تعداد پروژه هایشان کمتر شده امکان ریزش نیرو در میان مدت خواهند داشت، درحال حاضر این روند شروع شده و مصادیق ان را می توان در امریکا و مجموعه ای از شرکت های اروپایی مشاهده کرد.

از طرف دیگردراین اوضاع شرکت ها یاد می گیرند تا شرایط را چگونه به نفع خود برگردانند؛ دیجیتالیزیشن، دورکاری، اتوماسیون های کاری،عملیاتی و اداری، لجستیک ها و تجارت دیجیتالی از جمله عواملی هستند که با بکارگیری آن ها پروژه ها به صورت اتوماتیک با نیاز به مراتب کمتر به نیروی انسانی انجام می شود. بنابراین تکنولوژی هایی که بتوانند هزینه ها را کاهش داده، فضای تولید و عملیات را بهینه واتوماتیک کنند قطعا بیشتر در صنعت خواهیم دید.

تاثیرات بلند مدت؛ مدیریت، اولویت بندی، تمرکز، نحوه کار، قراردادها و روابط تجاری تعاملات بین شرکت ها قطعا بازنگری خواهند شد. شرکت ها کوچکتر می شوند و از فضای هوش مصنوعی و بستر دورکاری ها بیشتر استفاده خواهند کرد، درنهایت انرژی های تجدید پذیر و نو نقش بیشتری پیدا می کنند.

 

* نفت در نمودار قیمتی با چه اتفاقی مواجه خواهد شد؟ آیا به دوره طلایی خود باز خواهد گشت؟

- سوال پیچیده ای است و پاسخ به قیمت نفت در شرایط فعلی سخت. تمام پیش بینی هایی که در مورد قیمت نفت انجام می شود براساس سناریوهایی است که بدنبال نحوه ی مدیریت چالش های موجود در دنیا مطرح می شود؛ چالش های ژئوپلوتیکی، مدیریت و کنترل کرونا، آنالیز عرضه و تقاضا در بُعد انرژی از جمله مسائلی هستند که در پیش بینی قیمت نفت تاثیر خود را می گذارد. در ماه اپریل پیش بینی ها براین مبنا بود که قیمت نفت با شیب ملایم تا اواخر سال به 40 دلار خواهد رسید ولی مدتی است که نفت قیمت بالای 40 دلار را تجربه می کند. به هرروی در بُعد کلان نفت به احتمال زیاد در یکی دو سال آینده قیمت در بازه 40-50 دلار تغییر خواهد کرد که حدود 20 دلار پایین تر از محدوده پیش بینی های صورت گرفته در دسامبر 2019 و ژانویه 2020 می باشد.

 

* نظر به کسادی بازار نفت سرمایه گذاری شرکت ها در پروژه های نفتی به چه شکل خواهد بود؟ ایا اطلاعی از معکوس شدن جریان سرمایه گذاری های بین المللی دارید؟

ترند سرمایه گذاری در مقطع فعلی در مقایسه با برنامه ریزی ها در پایان سال 2019 روند کاهشی داشته است. به طور حتم شرکت ها در سرمایه گذاری دست به عصا حرکت خواهند کرد.

انچه که محرز است باتوجه به عدم قطعیت های چند بُعدی در دنیا و فرضیات موجود پیش بینی ها سخت تر می شود، تاکنون ریت سرمایه گذاری در بیشتر شرکت ها تا 50 – 60 درصد تنزل داشته، همچنین تولید بین 10-15 درصد کاهش داشته است و هزینه های اوپکس و عملیاتی نیز حدود 10 درصد تنزل داشته اند.

براساس پیش بینی های قیمت نفت این نوع پاسخ صنعت منطقی و منطبق بر عدم قطعیت ها یی است که در بازار نفت وجود دارد و قطعا شرکت ها برای سرمایه گذاری محافظه کارتر عمل خواهند کرد. هرچند شرکت های نفت و گاز به دنبال راه حل هایی هستند که به صورت رقابتی مارجین سودشان را بالا نگه دارند به همین دلیل نمی شود گفت که پیش بینی که الان صورت می گیرد قطعی است؛ شرکت ها معمولا راه حل های نوین پیدا می کنند و هزینه ها را پایین نگه می دارند .

 

* بنابه اذعان بسیاری از تحلیلگران نٌتِ بازارهای انرژی در حال تغییر به سمت تجدید پذیرهاست؛ فکرمی کنید خداحافظی دنیای انرژی از سوخت های فسیلی چه زمانی قطعیت پیدا می کند؟

- دنیا سخت می تواند خودش را از سوخت های فسیلی مستقل کند و در اینده نزدیک حتی تا 2050 این اتفاق نخواهد افتاد. درحال حاضر سوخت های فسیلی درصد بالایی از بازار مصرفی انرژی را پوشش می دهد خداحافظی به این راحتی اتفاق نمی افتد ولی هرچه جلوتر می رویم میزان تاثیر مشارکت و تاثیر گذاری سوخت های فسیلی در بازار انرژی کمتر خواهد شد چون شرکت ها و کشورها درحال بازنگری در سیاست ها و حرکت به سمت تجدیدپذیرها هستند.

بنابراین تاثیرگذاری سوخت های فسیلی در بازار انرژی روند کاهشی را طی می کند و نقش انرژی های تجدید پذیر پررنگ تر می شود. در مقطعی چنین استنباط می شد که اگر نفت و گاز کشورهایی مثل ایران، نزوئلا یا حتی عراق از بازار انرژی خارج شود چه تاثیر بزرگی می تواند داشته باشد، ولی هم اکنون نقش این کشورها کمرنگ شده و قیمت نفت هم پایین می باشد البته وجود دلایل سیاسی را نمی توان نادیده گرفت. دنیا به سمت بهینه سازی انرژی و کم کردن نیازهایش از سوخت های فسیلی حرکت می کند ولی به هرحال نیاز کل صنعت به سوخت های فسیلی به این راحتی از بین نخواهد نرفت.

 

* این اتفاق برای کشور مان چه زمانی رخ می دهد؟ به عبارت دیگر در ایران برای تغییر از سوخت های فسیلی به سمت انرژی های نو ساختارهای مناسب وجود دارد؟ برای تسریع در این روند باید درچه سیاست هایی تغییر موضع داد و در چه محورهایی متمرکز شد؟

کشورمان در شرایط ویژه ای قرار دارد؛ از طرفی به واسطه ی تحریم ها و محدودیت مراودات بین المللی در شرایط بسیار سختی قرار داریم و از طرف دیگر ایران یک کشور سرشار از سوخت های فسیلی و ارزانی است. همه این عوامل دست به دست هم می دهند که سوخت های فسیلی منبع مقرون به صرفه تری تلقی شوند. باتوجه به عادتی که به این سوخت های ارزان شده در ایران نسبت به کشورهای دیگر روند طولانی تر برای جایگزینی با تجدید پذیرها طی خواهد شد.

با این حال باتوجه به محدودیت های موجود آنگونه که باید از سوخته های فسیلی در قالب تجاری واقتصادی استفاده شود نشده است. اما اینکه حرکت به سمت انرژی های تجدیدپذیر به چه شکل خواهد بود، باید گفت کشور باتوجه به برخورداری از موقیعت جغرافیایی می تواند به سمت تجدیدپذیرها حرکت کند پتانسیل خوبی درحوزه انرژی های بادی و خورشیدی دارد ولی کمتر دیده شده که به صورت متمرکز و عملیاتی دراین حیطه کاری صورت گرفته باشد. سیاست های میان مدت و بلند مدت انگونه که باید به کار گرفته نشده اند هرچند سخنانی دراین خصوص بیان شده ولی درعمل اتفاق چشمگیری نیفتاده است.

 

* اقای دکتر مسعودی در خصوص ضعف استراتژیک استقرار تجدیدپذیرها که اشاره کردید این خرده را در واقع باید به وزارت نیرو گرفت که مشخصا با وجود تعریف بند مربوط به توسعه تجدید پذیرها در برنامه ششم توسعه که باید حداقل رشد 5 درصد ی را تجربه کند ولی در حال حاضر این امر محقق نشده است.

اکثر کشورها با یک پلتفرم و بسترواحد و استراتژی های منسجم در ساختار کلان انرژی درحال حرکتند. دراین خصوص وزارت نیرو سکاندار است ولی به نظرم در اصل همکاری دو وزارتخانه نفت و نیرو در توسعه انرژی های نو قطعا می تواند مثمر ثمر واقع شود. بعنوان مثال در یکی از سکوهای آفشور نفت و گاز کشور مالزی بجای استفاده از گاز برای تولید برق سکو از توربین های بادی استفاده می شود؛ یعنی یک همکاری بی واسطه بین انرژی های پاک و انرژی های فسیلی صورت گرفته است. باید همکاری بین وزارت نیرو و وزارت نفت تومان باشد چرا که بسترهایی که درهر دو وجود دارد می تواند به پیشرفته این جریان کمک کند.

 

* کمی از مباحث قبلی فاصله بگیریم و وارد حوزه مارکتینگ محصولات شویم؛ شاید یکی از دغدغه های بازیگران صنعت نفت و انرژی چه بخش دولتی چه بخش خصوصی امر بازاریابی و فروش محصولات و فرآورده های نفتی است؛ سوالی که در این بین مطرح می شود این است که چرا ما به ازای قدمتی که نفت در کشور داشته در امر فروش این محصول و مشتقات آن کمتر به بازاری مثل بورس انرژی توجه شده است؟

- سوال خوبی است؛ این امر باید از دومنظرِ بازار و تنوع محصولات بررسی شود. در زمینه تنوع محصولات باید گفت که در صنایع پتروشیمی و پالایشگاه ها اقدامات خوبی صورت گرفته است ولی در بخش گاز محدود کار شده تمرکز در بخش خطوط لوله بوده است و در حوزه هایی مانند ال ان جی از ظرفیت وسیع ای حوزه استفاده چندانی نشده است. در خصوص بازار نیز باید گفت بازار داخلی ایران ظرفیت خاصی دارد و بازار بین المللی نیز به خاطر شرایط فعلی تحریم ها محرومیت هایی متوجه خود می بیند. در باب محصولات مثل فروش نفت خام نیست چراکه بحث های برندینگ و مارکتینگ مطرح می شود تا بتواند با محصولات کشورهای دیگر رقابت کند اما به خاطر تحریم نمی توان وارد فضای رقابتی وارد شد به همین دلیل در اکثر بازار محصولاتمان به صورت دولتی انجام می شود تا بین شرکت ها .

بنابراین دربین محصولات نفت و گاز شرکت های خصوصی رقابتی که در فضای خارج از کشور بتوانند کار کنند کمتر دیده می شود البته نمی گوییم وجود ندارد ولی آنگونه که در شان ایران با قدمت دیرینه در تولید گاز و نفت باشد، وجود ندارد. لذا در بحث بازار، دسترسی به ظرفیت خارجی به سختی صورت می گیرد، تنوع محصولات نیز یکی دیگر از مشکلات است.

البته باید اذعان کرد از نظر فنی شرکت های ایرانی خوبی در حال فعالیتند ولی معمولا شرکت های خصوصی نیز به دلیل نبود سیاست های جاافتاده و قابل استناد در بحث مارکتینگ، تجاری سازی، رقابت های اقتصادی و بازاریابی متاسفانه می لنگند.

نه فقط در محصولات بلکه در تکنولوژی هم این مشکل وجود دارد. در کشوری مثل ایران با این قدمت از وجود منابع هیدروکربوری به ندرت تکنوژی هایی می بینید که از ایران زاییده شده باشد. همه این موارد برمی گردد به اینکه از همان ابتدا نگاه بین المللی در صنعت نفت و گاز وجود نداشته است؛ در زمینه های تکنولوژی، پارتنر شیپ، محصولات و همینطور مراودات بین المللی در پروژه ها نگاه کلان وجود نداشته است. به گونه ای که می توان گفت صنعت نفت و گاز بومی اداره شده است. درحال حاضر چند شرکت نفتی در سطح بین المللی وجود دارد که با بیس ایرانی کار کنند؟ فارغ از مبحث تحریم ها، وجود شرکت ها با نگاه کلان بین المللی بحث دیگری است که خیلی جای کار دارد و ما از این لحاظ محدودیم.

* در قیاس با سایر کشورهای صاحب سبک دربورس، فکر می کنید بورس انرژی ایران در چه جایگاهی قرار گرفته است؟

- برمی گردیم به مطلبی که قبلا عرض کردم؛ بحث بازار هدف، رقابتی بودن و ظرفیت بازار بورس ایران. اینکه به سمت بورس انرژی حرکت شده است قطعا اقدام مثبتی ارزیابی می شود ای کاش همه چیز به صورت شفاف پیش برود. در مقام قیاس باید گفت بازار بورس کشورهای دیگر بازارهای بین المللی هستند مثلا بازار بورس نیویورک یا لندن محدودیتی در عرضه و تقاضا وجود ندارد، کل دنیا درآن بازارها مشارکت می کنند و خرید هایی انجام می دهند. ولی درایران بازار بورس مجدد به ظرفیت داخلی کشور می شود و محدودیت های نظام بانکی در پی تحریم ها، محدودیت بزرگی برای این بازار ایجاد می کند. اما همینکه بسیاری از محصولات در بورس انرژی ارائه می شود قدمی به سمت جلو محسوب می شود. اگر ایران به سمتی حرکت کند که به بخش خصوصی به معنای واقعی ارزش بدهد و با بهبود ظرفیت و تنوع محصولات فضای عرضه و تقاضا در بورس به معنای واقعی رقابتی وارد شود می تواند موثر باشد.

 

* همانطور که می دانید تعاملات دوسویه ای بین این بازار و شرکت های عرضه کننده فعال در حیطه فراورده های نفتی صورت گرفته است ولی متاسفانه تجربه موفقیت آمیز بازار فرآورده ها در عرضه نفت تکرار نشده است، علت آن را در چه می دانید؟

- در محصولات و بازار فراورده ها بازار هدف انعطاف پذیری بیشتری دارد و معاملاتشان در بورس انرژی راحت تر انجام می شود ولی در نفت، بازار هدف دچار چالش است و بازار داخلی نیز محدود است. مگر چند پالایشگاه خصوصی وجود دارد که نفت را تحویل بگیرد و پالایش کند؟ برفرض پالایش شد بازار فروش ان چه سرنوشتی پیدا می کند؟ این چرخه در بورس نفت خام کامل نیست.

اگر دسترسی به بازار بین الملل باز بود و محموله ها صادر می شد در ان موقع استناد به بورس انرژی منطقی تر بود، چون شرکت خصوصی نفت را می خرید و خودش با تبدیل به فراورده صادر می کرد. آنچه محرز است تحریم چرخه را از تولید به مصرف و فروش محدود به بازار داخلی ایران می کند؛ امیدوارم که بشود در بازار انرژی بهتر ظاهر شد.

* یکی از موضوعاتی که در حوزه انرژی اخیرا سروصدا بپا کرده،  قراردادی است که با چین منعقد خواهد شد در مبحث انرژی فکر می کنید علی رغم تجربه ای که چینی ها در توسعه میادین غرب کارون داشتند می توانیم به تسریع و تسهیل در توسعه میادین با حضور شرکت های چینی خوشبین باشیم؟ بعبارت دیگر از نظر فنی حضور مداوم شرکت های چینی را در صنعت انرژی کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

- درخصوص متن قرارداد مذکور اطلاعی ندارم و نمی توانم اظهار نظر کنم ولی در مورد عملکرد شرکت های چینی می توان گفت در مقایسه با شرکت های مطرح همچون انی، توتال، شل، اگزون شرون، استات اویل و ... عملکردی به مراتب ضعیفتر داشته و تعداد پروژه های کمتری اجرا کرده اند. هرچند چینی ها در داخل کشورشان پروژه های خوبی در حیطه انرژی را اجرایی کرده اند ولی در فضای بین المللی از نظر عملکردی جزو شرکت های خیلی خوب محسوب نمی شوند.

 

* و کلام پایانی...

- ایران جزء بازارهای بکر دنیا در صنعت نفت و گاز می باشد. ما از ظرفیت های صنعت نفت و گاز و منابع سرشار هیدروکربوری انگونه که باید و شاید در قالب برنامه ریزی های مدون استفاده نکرده ایم این امر هم صبغه طولانی دارد و مربوط به چند سال گذشته نمی شود.

کشوری مانند نروژ حدود 40 سال است که در زمینه نفت و گاز وارد شده این کشور و شرکت ها ی نروژی در بعد تکنولوژی و محصولات، فروش وارائه خدمات در دنیا سرآمد شده اند، این امر نشان دهنده این است که استراتژی های صحیح بکارگرفته اند و از منابع موجود به صورت بهینه استفاده کرده اند. بازار انرژی کشورمان در این فضا به خاطر نبود استراتژی های کلان به صورت اقتصادی و خصوصی اداره نمی شود و بیشتر با نگاه دولتی اداره می شود. نیازی نیست شرکت ملی نفت به صورت دولتی اداره شود بسیاری از شرکت های ملی در دنیا هستند که ارتباطشان با دولت ارتباط مالیاتی و ارزش افزوده است. درست است مالکیت شرکت با دولت است ولی شرکت به صورت خصوصی و رقابتی اداره می شود بنابراین نیاز به یک بازنگری جدی در موارد مطرح شده احساس می شود. باتوجه به اینکه با گذشت زمان ارزش و تاثیر گذاری منابع سرشار هیدروکربوری ایران کمتر می شود، امیدوارم با قدردانستن این منابع از آن در جهت توسعه، تعالی و پیشرفت کشور استفاده شود، قبل از اینکه زمان از دست برود.

 

 انتهای پیام

منبع: مجله انرژی پارس


 

 

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری ارسال نشده است

ارسال نظر

  1. ارسال نظر به عنوان میهمان
پیوست ها (0 / 3)
کوقعیت خود را به اشتراک بگذارید