انتشار و بازنشر مقالات و نظرات در پایگاه خبری-تحلیلی مثلث انرژی به معنای تایید یا رد آن نمی باشد و این پایگاه دارای خط مشی و رویکرد مستقلی است.

تحریریه مثلث انرژی

تمامی حقوق وبسایت محفوظ است (استفاده از مطالب مثلث انرژی با ذکر منبع بلامانع می باشد)

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۴۰۰

سومین اپیزود از ترجمه رقص انرژی خزر: به سوی عصر جدید مشارکت؟

حامد شفیعی؛ روزنامه نگار

نقش نوظهور گاز آذربایجان در امنیت انرژی اروپا با تمرکز ویژه بر تأثیر پروژه TANAP ؛خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی؛ همچنان حائز اهمیت است. موضوعی که به محدودیت‌‌های عرضه و تقاضا اشاره داشته و می‌توان این نتیجه را گرفت که اروپا می‌تواند با بهره‌مندی از زیرساخت‌‌های خط لوله موجود، از گاز اضافی آذربایجان از طریق گرجستان و ترکیه بهره‌مند شود. درواقع TANAP به عنوان یک تسهیل‌کننده و نه رقیب سایر پروژه‌‌های ترانزیتی به دنبال استفاده از همان مسیر ترانزیتی است که از ترکیه عبور می‌کند. این درحالی است که انتقال گاز از شاه دنیز اول و شاه دنیز دوم به اروپا از طریق TANAP دروازه بازارهای اروپایی را برای کریدور جنوبی باز کرد.

به گزارش مثلث انرژی به نقل از هفته نامه نفت جنوب، گاز آذربایجان از شاه دنیز اول از طریق خط لوله باکو- تفلیس- ارزوم (BTE) به بازار اروپا می‌رسد که حمل و نقل آن در سال 2006 با ظرفیت واقعی 6.6 میلیارد متر مکعب در سال آغاز شد. این امر نشان می‌دهد که تحت شرایط کنونی اقتصادی و سیاسی، یک چیز روشن است: همه پروژه‌‌های دیگری که قصد دارند از خزر و خاورمیانه از طریق ترکیه عبور کنند، حداقل در دهه آینده بدون گاز آذربایجان غیرممکن یا غیرقابل اعتماد تلقی می‌شوند.

 زیرا آذربایجان و شرکایش در تجارت گاز ابتکارات بیشتری را برای انتقال حجم بیشتر گاز از فاز دوم میدان شاه دنیز به کار گرفتند و به توافق‌‌های مهمی دست یافتند و تفاهم‌نامه موافقت‌نامه ازمیر و موافقت‌نامه دولتی و توافق دولت میزبان برای اجرای خط لوله گاز ترانس آناتولی پویایی پروژه‌‌های خط لوله کریدور جنوبی را به شدت تغییر داد.

امنیت انرژی اروپا و نقش گاز در قرن 21

بسیاری از کارشناسان در مورد افزایش مشخصات گاز طبیعی که با افزایش قیمت نفت و عوامل محیطی، ایمنی و سایر عوامل می‌تواند تا سال 2030 به پرکاربردترین هیدروکربن تبدیل شود، اتفاق نظر دارند. بر اساس برآوردهای آژانس اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA)، مصرف خالص گاز طبیعی جهان تا سال 2030 حداقل 50 درصد افزایش می‌یابد. با توجه به این ملاحظات می‌توان دو حدس را مطرح کرد: 1) در نتیجه اوج گرفتن قیمت نفت، گاز طبیعی تا جای ممکن جایگزین نفت خواهد شد. 2) در نتیجه محدودیت‌‌های زیست محیطی، دولت‌‌ها، سازمان‌‌های مردم نهاد و مصرف کنندگان در صورت امکان به دنبال استفاده از گاز طبیعی خواهند بود و گاز طبیعی با افزایش سهم مصرف خانگی شامل گرمایش و پخت و پز، همراه با حمل و نقل عمدتا عمومی، منبع اصلی انرژی برای بخش صنعتی و تولید برق باقی خواهد ماند.

در مورد امنیت جهانی انرژی نیز شاهد افزایش تقاضای انرژی چین و هند بر ایالات متحده و دیگر کشورهای مصرف کننده خواهیم بود. در همین حال اتحادیه اروپا مشتاق است تا تامین کنندگان گاز در اوراسیا، مدیترانه و خلیج فارس را برای تضمین امنیت عرضه متنوع ببخشد. در این میان دریای خزر یکی از بهترین گزینه‌‌ها برای امنیت انرژی اتحادیه اروپا است. البته اروپا باید این موضوع را در نظر داشته باشد که روسیه تمایل به حفظ انحصار انرژی خود نسبت به بازارهای اروپایی دارد.

از سویی دیگر ناهماهنگی بین سیاست‌های انرژی ملی و هدف کمیسیون اتحادیه اروپا برای تنوع منابع از کشورهای گوناگون در دریای‌خزر، خاورمیانه و آفریقا باعث از دست رفتن پروژه‌های گاز منطقه‌ای شده است. کریدور جنوبی که شامل شبکه‌ای از خطوط لوله نوظهور از خزر و خاورمیانه به اروپا از طریق ترکیه است؛ -‌‌گرچه انتظار می‌رود علاوه بر تقویت بازار گاز، امنیت انرژی اروپا را نیز افزایش دهد- مستلزم توجه بیشتر است. خوشبینانه‌‎ترین حالت و بر اساس گزارش آژانسIEA  برای تامین گاز به منابع گاز اضافی نیاز دارند که برآورد می‌شود این رقم در سال ۲۰۳۰ به ۹۰۰ میلیارد متر مکعب برسد.

آژانس IEA تنوع تامین کنندگان اروپایی را به شرح زیر پیش‌بینی کرده است: روسیه؛ 79 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی، آسیای میانه و دریای‌خزر؛ 51 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی و ۶۱ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی و آمریکای‌لاتین؛ 18 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی.

البته این پیش‌بینی‌‌ها در خوشبینانه‎ترین حالت در نظر گرفته شده است. همچنین پیش‌بینی شده مجموع مصرف گاز اروپا در سال ۲۰۳۰، به ۶۶۷ میلیارد متر مکعب در سال برسد. از این میزان 27 بیلیون مترمکعب در سال در قالب LNG یا 4 درصد از کل مصرف تأمین می‌شود. 200 بیلیون‌مترمکعب در سال تولید داخلی و بخش بزرگی از روسیه، خزر و شمال آفریقا به عنوان خط لوله گاز وارد می‌شود. از نظر منابع این مطالعه تقسیم گاز روسیه، خزر و خاورمیانه را بین اروپا؛ اولین مقصد اصلی گاز طبیعی، آسیا؛ دومین مقصد اصلی گاز طبیعی و آمریکای شمالی؛ مقادیر کمی به عنوان LNG فروخته می‌شود، پیش‌بینی می‌کند.

پیامدهای ژئوپلیتیکی کریدور جنوبی

کریدور جنوبی گاز شامل مجموعه‌ای از پروژه‌‌های خط لوله عمدتا نابوکو، اینترکانکشن ترکیه یونان ایتالیا (ITGI)، جریان سفید (پروژه خط لوله گاز گرجستان-اوکراین-اتحادیه اروپا)، خط لوله ترانس آدریاتیک (TAP) و خط لوله ترانس آناتولی بوده که به نظر می‌رسد پروژه خط لوله گاز نابوکو بسیار بلند‌پروازانه است. البته موضوعات مترتب بر کریدور جنوبی صرفا مباحث حجم و هزینه نیست، بلکه پیامدهای مهم سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز وجود دارد. زیرا این موضوع بعضا منجر به مناقشات ناشی از مشکلات ژئوپلیتیک و اقتصادی می‌شود.

به نظر می‌رسد بازار رو به رشد داخلی روسیه، همراه با کاهش تولید در میادین سیبری غربی، یامبورگ، اورنگوی و مدوژیه گازپروم را مجبور به استفاده از گاز طبیعی ترکمنستان می‌کند و به همین دلیل روسیه باید خزر یا حداقل گاز ترکمنستان را در زیرساخت‌‌های خود نگه دارد و با مشکل ساخت خط لوله انتقال دریای خزر، ترکمنستان قراردادهای بلندمدت با روسیه و چین امضا کرده است. اکثر کارشناسان به تلاش‌‌های فزاینده روسیه برای رقابت با خطوط لوله کریدور جنوبی اشاره می‌کنند، از این رو ابتکار خطوط شمالی و خط جنوبی را مطرح می‌کنند.

در مورد ایران نیز اگر دولت بتواند بر اساس برنامه هسته‌ای خود روابط دشوار را با جامعه بین‌المللی مدیریت کند، این کشور قطعاً بازیگر اصلی بازارهای گاز خواهد بود. البته که ایران پیش‌تر سرمایه‌گذاری خود در حوزه زیرساخت سیستم جدید خط لوله داخلی از پارس جنوبی به شمال را با هدف ساخت خط لوله ایران ـ پاکستان ـ هند آغاز کرده است. خط لوله‌ای که ایران را امیدوار کرده که گاز طبیعی را به بازار اروپا و سپس هند و حتی چین بفروشد. هرچند که به دلیل مسایل استراتژیک این خط لوله با چالش‌‌هایی مواجه است. یکی از این چالش‌‌ها این است که فروش گاز به بازارهای اروپا به دلیل شک و تردید کشورهای اروپایی در مورد برنامه هسته‌ای ایران با چالش‌‌هایی همراه است.

آنچه بیان شد گویای آن است که عرضه‌‌های جایگزین ـبه دلیل انتظارات میان مدت در مورد افزایش تقاضا و نگرانی‌‌های امنیت ـ اهمیت خود را حفظ می‌كند. کشورهای اروپای مرکزی مصرف کنندگان بزرگ گاز روسیه هستند، اما ترکیب انرژی آن‌ها بر اساس استراتژی طراحی شده است که منجر به وابستگی به گاز روسیه از نظر سهم کمتر شود.

در این میان آذربایجان، به عنوان بخشی از این سناریو با درک روشنی از عرضه، تقاضا و مسیرهای ترانزیت، به عنوان مطمئن‌ترین تامین کننده، به ویژه پس از معرفی TANAP ظاهر می‌شود. این کشور چندین گزینه برای انتخاب میان عرضه گاز به اروپا خواهد داشت. خط لوله ITGI و خط لوله TAP، 10 برابر ارزان‌تر از نابوکو هستند و بازارهای یکسانی را به عنوان SEEP (بلغارستان، رومانی، مجارستان و کرواسی) هدف قرار می‌دهند.

باید توجه داشت که اگر آذربایجان موفق شود تولید خود را در سال 2025 به 30-50 میلیارد متر مکعب در سال افزایش دهد، همچنین پیشرفت‌‌های موفقیت‌آمیزی در میدان‌‌های دریایی امید، آبشرون و شفق آسیمان به دست آورد، می‌توان گفت که TANAP اولین خط لوله‌ای است که برای توسعه کریدور جنوبی انتخاب می‌شود.

نظرات (0)

تاکنون هیچ نظری ارسال نشده است

ارسال نظر

  1. ارسال نظر به عنوان میهمان
پیوست ها (0 / 3)
کوقعیت خود را به اشتراک بگذارید