بورسی شدن شرکت ملی نفت؛ شاید وقتی دیگر
ورود شرکت ها به تالار بورس از جمله موضوعاتی است که هرازگاهی با مطرح شدن آن نقل محافل طرفداران و مخالفان این فرآیند می شوند. حال اگر این موضوع منحصراً در خصوص حوزه انرژی باشد حاشیه های بیشتری به همراه خود خواهد داشت.

سمیه مهدوی؛ روزنامه نگار حوزه انرژی –
چندی پیش رئیس سازمان بورس اوراق بهادار ایران درخواست تشویق شرکتهای بزرگ اعم از شرکت ملی نفت ایران را برای ورود به بازار بورس مطرح کرد. پیشنهادی که در ظاهر جذاب و نو به نظر میرسد ولی شاید دراین برهه از زمان ایدهای خام باشد که نیاز به بررسیهای بیشتر برای عبور از پیچیدگیهای شرایط امروز بازار نفت در کشور و بویژه منطقه داشته باشد.
باید تاکید کرد که وزارت نفت از وزارتخانه های کلیدی در ساختار دولت برمبنای سیاستگذاری، راهبری، برنامه ریزی و نظارت بر کلیه عملیات بالادستی، میان دستی و پایین دستی صنعت نفت، گاز، پتروشیمی و پالایش شکل گرفته است. شرکت ملی نفت ایران که نقش مهمی در زیرمجموعه این وزارتخانه ایفا می کند به اجرای امور مهم سیاست های این وزارتخانه می پردازد. بدین ترتیب یکی از عملکردهای آن در زمینه صادرات به ارزآوری و در بازار داخلی به بهرهمندی ازتوانمندی بخش خصوصی اعم از پیمانکاران و سازندگان داخلی معطوف میشود.
این ارگان استراتژیک در بطن وزارت نفت وظیفهای سنگین را در شرایط سخت تحریمها از گذشته تاکنون برعهده داشته است. تأمین نفت بازار جهانی باوجود سیاست عرضههای محدود در کارتل نفتی اوپک و شرایط تحریمی، همچنین برطرف نمودن سوخت بازار داخلی یکی از رسالتهای مهم این شرکت محسوب میشود.
خاستگاه نفت برخلاف بسیاری از نظرات کارشناسان و صاحب نظران که پایان عصر سوخت فسیلی را عنقریب میدانند، همچنان پابرجاست. نفت کماکان بر اریکه قدرت در بازار جهانی تکیه زده است. در سومین جنگ تحمیلی که از سوی دشمن آمریکایی-صهیونیستی به کشورمان تحمیل شد یکی از محورها سودای تصاحب طلای سیاه کشور بوده است. به گونه ای که رئیس جمهور آمریکا دریکی از گفتگوهای خود گفته بود «گزینه مورد علاقه من تصرف نفت ایران است.»
با این اوصاف نفت نه تنها به عنوان یک منبع انرژی محسوب میشود بلکه یک ابزار استراتژیک در حکمرانی کشورها نیز به حساب میآید. پس نباید دراین شرایط حساس بیگدار به آب زد.
از دیرباز یکی از مسائل مهم در خصوص پیشبرد پروژههای نفتی جذب و تأمین سرمایه بوده است. از میادین غرب کارون گرفته تا پروژههای پارس جنوبی در همجواری خلیجِ همیشه فارس، جذب سرمایهگذار دراولویت قرار داشته است. دراین راستا همواره چارچوبهای نظری حول محور جذب دلار بویژه برای میادین مشترک نیز مطرح بوده است. چه زمانی که قراردادهای IPC طراحی شدند چه قبلتر ازآن یعنی قراردادهای بیع متقابل و … .
ولی باوجود تحریمها راه به جایی نبردند و شرکت هایی همچون انی ایتالیا و توتال فرانسه را دست خالی از این پروژه ها راهی کردند.
بنابراین باتوجه به تجربهای که کشور مقابل تحریم و دشمن آمریکایی داشته است باید دوراندیشی را در همه زمینهها لحاظ کرد. نباید با قطعیت و خوش بینی به خوشعهدی دشمن، درباره تغییر کارکرد شرکت ملی نفت به صورتی ضرب الجلی ریسک کرد. هماهنگونه که رهبر معظم انقلاب نیز در پیامشان به نکات مهمی دراین خصوص تاکید داشتند.
وزارت نفت و این شرکت همواره در شرایط سختِ تحریمها با نگاهی امنیتی به صادرات نفت مبادرت کردهاند.
این درشرایطی است که یکی از شروط اصلی در بورسی کردن شرکتها شفافیت است. حال با این تفاسیر ،پیششرط انتشار گزارشهای مالی سالانه در مجامع عمومی آیا با سیاستهای شرکت ملی نفت در شرایط کنونی همخوانی دارد؟

هرچند این را هم نباید از نظر دورداشت که پروژههای نفت بلند مدت است و شاید یک افق 10 الی 15 ساله برای توسعه یک میدان ترسیم شود امری که ممکن است بخشی از سهامداران خرد را که به دنبال بازدهی کوتاه مدت در تالار بورس هستند، اقناع نکند.
درخصوص لغو تحریمها تا 30 مرداد که یکی از اقدامات مهم تیم مذاکره کننده در گام نخست تلقی می شود، باید گفت؛ به این واسطه حجم قابل توجهی از بشکههای نفت از محاصره دریایی عبور داده شدهاند. به گونه ای که در هفته پایانی خردادماه ، فقط 25 میلیون بشکه نفت که به گفته بورد؛مدیرعامل شرکت نفت، معادل بیش از نصف ظرفیت صادرات یک ماه ایران، به سوی کشورهای هدف صادر شدند. فرآیندی که با تداوم آن اقتصاد نفتی کشور با پترودلارها بدون رنگ تحریم جانی دوباره خواهد گرفت.
اما ایران نباید برگ برنده خود را که همان روشهای مگوی خود در صادرات نفت آن هم در شرایط تحریمی بوده است را از نیام شمشیرش غلاف کند.
پرواضح است که بدعهدی آمریکا حین مذاکرات مسبوق به سابقه بوده است. نباید برای لغو تحریمها هیجان زده شد.
اما آنچه مبرهن است، پس از پایان مذاکرات و محرز شدن و تداوم شرایط لغو دائمی تحریم ها و آزادسازی پول های بلوکه شده میتوان برای جذب سرمایه از جوینت وینچرها و شراکت شرکتهای بین المللی استفاده کرد. استفاده از یوزانس و فاینانس میتواند در نقشه جذب سرمایه دوباره احیا شود.
از سوی دیگر فرآیند بورسی شدن در جغرافیای ایران، مسیر خاص خود را ترسیم میکند. رئیس سازمان بورس در حالی مصداق آرامکو را به میان میکشد که شباهتها و تفاوتها را میان دو شرکت در دوکفه ترازو به درستی قرار نداده است. کافی است دراین رابطه نگاهی به مصادیق داخلی انداخته شود.
شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس یکی از تجربههای حوزه انرژی در فرآیند بورسی شدن است. حاشیه اخیر این هلدینگ در تعیین مدیرعاملی گویای عملکرد جزیرهای و عدم تصمیمگیری یکپارچه در سازوکار این وزنه مهم در صنعت پتروشیمی قلمداد میشود.
حکم انتصاب حسن عباس زاده مدیرعامل وقت NPC و از مجربان این حوزه، برای سکانداری این هلدینگ از سوی هیئت مدیره این شرکت درحالی روی خروجی سایت وزارت نفت قرار گرفت که ظرف چند ساعت بعد، روابط عمومی هلدینگ خلیج فارس طی یک اطلاعیه از تکذیب این انتصاب خبر دادو جوی مملو از شائبه را در فضای مجازی با گمانه زنی های مختلف ایجاد کرد.
به هر روی دور از ذهن نخواهد بود که با تعدد سهامداران در شرکت ملی نفت، موضوع برای تصمیمگیریهای خرد و کلان وارد دراین حوزه راهبردی فاز جدید و پیچیدگی های خاصی شود. شایدبه گزاف نباشد که هر یک سهم به معنای نفوذ بیشتر در فرآیند تصمیم گیریهای این نهاد کلیدی قلمداد شود و حتی شائبه ایجاد حیات خلوت نیز مطرح گردد.
تعلل و تشتت در تصمیمگیری یکی از مهلکترین آسیبهایی است که میتواند بر پیکره این شرکت و به صور اخص به صنعت نفت وارد شود.
از سوی دیگر بحث حاکمیت و مالکیتی در فرآیند بورسی شدن مطرح می شود؛ باید اذعان کرد که براساس ماده ۴ اساسنامه شرکت ملی نفت، موضوع و وظیفه اصلی شرکت عبارت است از «اعمال حق مالکیت ملت ایران، نسبت به منابع نفتی و گازی سرتاسر کشور و فلات قاره واشتغال به عملیات صنعت نفت،گاز، پتروشیمی و صنایع وابسته در داخل و خارج کشور.»
با توجه به این مهم شاید بهتر باشد حتی اگر قرار بر عرضه در بورس باشد، بجای شرکت ملی نفت، شرکتهای زیرمجموعه از نفت مناطق مرکزی گرفته تا نفت فلات قاره، مناطق نفت خیز جنوب و …. کاندیدای این امر باشند. بدین ترتیب حاکمیت اصلی شرکت ملی نفت و وزارت نفت کاملاً محفوظ خواهد ماند.
در غیر این صورت روی کاغذ شرکت ملی نفت به مثابه مدل آرامکویی به مصاف غولهای نفتی خواهد رفت اما در واقعیت سرنوشت دیگری برای حوزه نفت رقم خواهد خورد.
آنچه مسلم است درحال حاضر زمان آزمون و خطا نیست… .
انتهای پیام